مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
490
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
المازندراني ، معالي السّبطين ، 1 / 448 - 449
--> - بهتر نديدم . اكنون چرا به اين روز افتادى كه از تو قبيحتر وسياهتر كسى را نمىبينم ؟ » قاسم گويد : حرمله شروع كرد به گريه كردن وگفت : « اى قاسم ! به خدا از همان روز كه اين فعل از من صادر شد ، شب را كه به خواب رفتم ، ديدم دو نفر شديد الغضب آمدند ، گريبان مرا گرفتند ودر ميان آتشى افروخته انداختند وهر شب إلى حال ، اين كار را بر سر من مىآورند وكسى نيست كه مرا از دست ايشان خلاص كند . » ديدى كه خون ناحق پروانه شمع را * چندان أمان نداد كه شب را سحر كند امّا روايت مجلسي رحمه اللّه در بحار از أبو الفرج وأو نيز از مداينى وأو از قاسم بن اصبغ روايت مىكند كه گفت : « نامردى از بنى دارم را ديدم ، صورتي چون قير سياه دارد ؛ كنت اعرفه جميلا ، شديد البياض ؛ ومن پيش از آن ديده بودم أو را مىشناختم وى را ، بسيار نيكوصورت وسفيدرو بود . پرسيدم : « چرا به اين روز افتادى ؟ » جواب داد كه : إنّي قتلت شابّا أمرد مع الحسين وبين عينيه أثر السّجود ؛ « من در كربلا جوانى أمرد را كه با حسين عليه السّلام بود ، كشتم . در ميان دو چشمش آثار سجده بود . از آن روز إلى كنون هر شب كه به خواب مىروم ، آن جوان مىآيد ، گريبان مرا مىگيرد ودر آتش جهنّم مىاندازد . هركه بيدار است ، صداى مرا مىشنود . » ونيز مؤلّف عرض مىكند : « از اين لفظ شابّ أمرد كه در روايت ! مجلسي رحمه اللّه است همچو مستفاد مىشود كه أبا الفضل العبّاس نيست ، بلكه پسر أبا الفضل محمّد بن العبّاس است . خدا كند كه عبّاس بن علي عليهما السّلام نباشد ؛ والّا چگونه سزاوار بود كه رأس سپهسالار وعلمدار شاه كربلا قمر بني هاشم را اينگونه خوار وزار به گردن أسب درآرند ، وبر هر بلندى وپستى به خاك وريگ بكشند . دليل ديگر عاميانه ، آنكه : اى عزيزان ! سرى از براي عبّاس باقي نماند كه در آن اثر سجود معلوم باشد ؛ زيرا كه از فرق ، سرش را تا پا شكافته بودند وچند ضربت به سر وصورتش زده بودند كه جاى درستى در همه اعضاى أو نبود ؛ بلكه با نوك شمشير ودم خنجر ونيزه ، أو را قطعهقطعه كرده بودند ؛ چنانچه عرض خواهد شد . واعظ قزوينى ، رياض القدس ، 2 / 64 - 65